X
تبلیغات
love the way you lie


love the way you lie

تاريخ پنجشنبه چهاردهم آذر 1392سـاعت 15:16 نويسنده NAZANIN| |

تاريخ پنجشنبه هفدهم بهمن 1392سـاعت 19:4 نويسنده NAZANIN| |

تاريخ پنجشنبه هفدهم بهمن 1392سـاعت 19:2 نويسنده NAZANIN| |

ساده هستم 

ساده میبینم

ساده میپندارم زندگی را

نمیدانستم جرم میدانند سادگی را

سادگی جرم است و من جرم ترین مجرم شهرم

ساده می مانم ...

ساده میمیرم...

اما...

ترک نمی گویم پاکیه این سادگی را...

تاريخ پنجشنبه هفدهم بهمن 1392سـاعت 18:58 نويسنده NAZANIN| |

سلام به همه دوستهای گلم یلداتون مبارک ببخشید من اینترنتم قطعه الانم با گوشی اومدم...ببخشید واقعا شرمنده همتونم اینترنتم ک وصل شد جبران میکنم و جواب همه نظراتتون رو توی وبای قشنگتون میدم....دوستتون دارم فعلا بای

تاريخ دوشنبه دوم دی 1392سـاعت 19:54 نويسنده NAZANIN| |

تاريخ پنجشنبه چهاردهم آذر 1392سـاعت 15:58 نويسنده NAZANIN| |

بایــــد بــــه بعضــــی پســــرا گفــــت :

آهــــای پســــر …

حواســــت باشــــه …!

ایــــن دختــــری کــــه بــــه تــــو دل داده ,

خیلی هــــا در ” آرزوی نیــــم نگاهــــش ” هستنــــد …

لیاقــــــــــــــــــــت داشتــــه بــــاش …asheganeh70.jpg………..!


تاريخ پنجشنبه چهاردهم آذر 1392سـاعت 15:31 نويسنده NAZANIN| |

عشق یعنی ...

حتی از راه دور هم  

   وقتی بهت فکر می کنم ....

دلم قرص میشه که هستی

   آروم میشم...

تاريخ پنجشنبه چهاردهم آذر 1392سـاعت 14:46 نويسنده NAZANIN| |

حس قشنگیه
یکی نگرانت باشه
یکی بترسه از اینکه یه روز از دستت بده.
سعی کنه ناراحتت نکنه،
وقتی ازش جدا میشی :پیام بده
عزیزدلم رسید؟
قشنگه :یهوبغلت کنه،
یهو.. توی جمع.. درگوشت بگه دوست دارم!
بگه که حواسم بهت هست.
ازت حمایت کنه..


تاريخ پنجشنبه چهاردهم آذر 1392سـاعت 12:36 نويسنده NAZANIN| |

سلامتی پسری که وقتی پلیس گفت:

خانم کی باشه؟

سرشو بالا گرفت و گفت:

عشقمه...

باید کجا بیام؟؟؟!!!

تاريخ سه شنبه دوازدهم آذر 1392سـاعت 20:56 نويسنده NAZANIN| |


بودنت را دوست دارم
وقتی مرا در آغوشت سِفت می فشاری
و وادارم می کنی که 
.
.
.

به هیچ کس فکر نکنم
جز تو !!!


تاريخ یکشنبه دهم آذر 1392سـاعت 15:53 نويسنده NAZANIN| |


قایقی خواهم ساخت 

خواهم انداخت به آب 

دور خواهم شد از این خاک غریب 

که در آن هیچ کسی نیست که دربیشه عشق 

قهرمانان را بیدار کند 

قایق از تور تهی 

و دل از آرزوی مروارید 

همچنان خواهم راند 

نه به آبی ها دل خواهم بست 

نه به دریا پریانی که سر از آب بدر می آرند  

 

و در آن تابش تنهایی ماهی گیران 

 می فشانند فسون از سر گیوهاشان 

 همچنان خواهم راند 

همچنان خواهم خواند 

دور باید شد دور 

مرد آن شهر اساطیر نداشت 

زن آن شهر به سرشاری یک خوشه انگور نبود 

هیچ اینهتالاری سرخوشی ها را تکرار نکرد 

چاله ابی حتی مشعلی را ننمود 

 دور باید شد دور

شب سرودش را خواند 

نوبت پنجره هاست 
 

همچنان خواهم خواند 

همچنان خواهم راند 

پشت دریا ها شهری است 

که در آن پنجره ها رو به تجلی باز است 

بام ها جای کبوترهایی است که به فواره هوش بشری می نگرند 

دست هر کودک ده ساله شهر شاخه معرفتی است

 مردم شهر به یک چینه چنان می نگرند 

 که به یک شعله به یک خواب لطیف 

خاک موسیقی احساس ترا می شنود 

و صدای پر مرغان اساطیر می اید در باد 

پشت دریاها شهری است 

که در آن وسعت خورشید به اندازه چشمان سحرخیزان است 

 شاعران وارث آب و خرد و روشنی اند 

پشت دریا ها شهری است 

قایقی باید ساخت

تاريخ یکشنبه دهم آذر 1392سـاعت 15:34 نويسنده NAZANIN| |

ماه من غصه چـــــرا ؟


تو مرا داری و من هر شب و روز آرزویم همه

 

خوشبختی توست !


 ماه من! دل به غم دادن و از یاس سخنها گفتن

 

کار آن هایی نیست که خدا را دارند...


ماه من! غم و اندوه اگر هم روزی مثل باران بارید...


یا دل شیشه ای ات، از لب پنجره عشق،

 

زمین خورد و شکست

 

با نگاهت به خدا، چتر شادی وا کن و بگو با

 

دل خود که خدا هست،

 

خدا هست !

 

او همانی است که در تارترین لحظه شب راه نورانی

 

امید نشانم می داد...

 

او همانی است که هر لحظه دلش می خواهد...

 

همه زندگی ام غرق شادی باشد...

 

ماه من! غصه اگر هست بگو تا باشد معنی خوشبختی

 

بودن اندوه است...

 

این همه غصه و غم این همه شادی و شور چه بخواهی

 

 و چه نه میوه یک باغند...


همه را با هم و با عشق بچیــن...


ولی از یاد مبر پشت هر کوه بلند سبزه زاری است...

 

پر از یاد خدا...


و در آن باز کسی می خواند: که خدا هســـت،

 

خدا هســـت

 

و چــــــرا غصه؟ چـــــرا ؟

تاريخ شنبه نهم آذر 1392سـاعت 16:27 نويسنده NAZANIN| |

هستن دخترایی که نگران پاک شدن آرایششون نیستن چون آرایش ندارن  و صورتشون بی آرایش زیباست با

روسریشون گنبد امام زاده درست نمیکنن دخترایی که وقتی یه پسره  پولدار میبینن دلشون نمی لرزه ...چون

دلشون دله نه ژله هستن دخترایی که با دیدن ماشین پسرا کف نمیکنن ....چون اینا دخترن نه دلستر عشق

براشون مقدسه ...اگه بهش دچار بشن همه کار برای عشقشون انجام میدن

 به سلامتی همشون

تاريخ شنبه نهم آذر 1392سـاعت 16:15 نويسنده NAZANIN| |

جمله تصویر ها زیبا و مفهومی

تاريخ جمعه هشتم آذر 1392سـاعت 19:45 نويسنده NAZANIN| |

تاريخ چهارشنبه ششم آذر 1392سـاعت 16:11 نويسنده NAZANIN| |

تاريخ چهارشنبه ششم آذر 1392سـاعت 15:43 نويسنده NAZANIN| |

وقتی یه دختر باهات بحث میکنه....

غر میزنه...قهر میکنه... دلش میگیره ... از دستت گریه میکنه .. میگه ... میگه .. میگه ... و اشکش سرازیر میشه و مجبورت میکنه حرفشو گوش کنی ...          

خوشحال باش !          

براش مهمی که اینجوریه ... اگه همش صدات میکنه ..          اگه دوستش داری .. ذوق کن !          

چون خیلی دوستت داره ..          

سکوت یه دختر خیلی معنی داره . یعنی : خسته شده ...          دیگه کم آورده ... دیگه تموم شده ... یعنی ناامید شده ..          اگه مردی .. اگه عاشقی .. قدر مهربونیاشو بدون .. بزار از ابراز عشقش به تو انرژی بگیره ... بزار واست بخنده و بهش بگو که عاشق خنده هاشی ... بهش بگو چقدر دوستش داری .. نه اینکه سرش داد و هوار کنی و صداتو ببری بالا و لغات زشت بارش کنی .          

بگی چه مرگته?. باز چته ?          

آروم باش و لبخند بزن . احترام بزار و بگو عشق من چی میخواد ?          

دختر به همین سادگی آروم میشه ...          

تو فقط یکم مرد باش ...          . همین !  

تاريخ چهارشنبه ششم آذر 1392سـاعت 15:9 نويسنده NAZANIN| |

تجــسم كن ڪنارتــــ باشـــد



شبــــــ ، قبـــل از خوابــــــــ


نگاهـــش ڪنـﮯ تــا مطمئـن شــوﮮ ڪﮧ هستـــــ



 كه مـﮯ مانـــد

تاريخ سه شنبه پنجم آذر 1392سـاعت 15:59 نويسنده NAZANIN| |

تو اروپا دختره میره بیرون با یکم آرایش،
تو ایران آرایش با کلیپس میاد بیرون با یکم دختر!!

تاريخ یکشنبه سوم آذر 1392سـاعت 15:55 نويسنده NAZANIN| |

وقتی سایه تو بالای سر من است،

دیگر هیچ آفتابی نمیتواند مرا بسوزاند...

تو را دوست دارم و بس، ای که عاشقی با تو زیباست و بی تو بی معنی...

فرشته

تاريخ چهارشنبه بیست و نهم آبان 1392سـاعت 15:49 نويسنده NAZANIN| |

اگــرمـن آخــرم تو اولیـــن باش

اگردوزخ تو فردوس برین بـاش

مدارا کــن مداراکـــن تــو با من

اگرچه من بدم تو بهترین بـــاش....

تاريخ چهارشنبه بیست و نهم آبان 1392سـاعت 15:48 نويسنده NAZANIN| |

تاريخ سه شنبه بیست و هشتم آبان 1392سـاعت 14:4 نويسنده NAZANIN| |



عشـــــق واسه یه زن وقتـــــــــیه كه از روی ناراحتـــــــی
با دســـــــــتای ظریفش رو سینــــــه‌ی ستـــــــبر مردش می‌كـــــــــوبه و
مرد آروم بغلـــــــــــــش می‌كنه ،
دستاشو می‌بوســــــــــــه و میگه :

نزن گلم دستای خودت درد می‌گــــــیره82d371820cc118e6cfcd8ffad6cd6765-425

تاريخ جمعه بیست و چهارم آبان 1392سـاعت 15:59 نويسنده NAZANIN| |

تلفن همراه پیرمردى که توى تاکسی کنارم نشسته بود. زنگ خورد

پیرمرد به زحمت تلفن را با دستهاى لرزان از جیبش درآورد

هرچه تلفن را در مقابل صورتش عقب و جلو کرد... نتوانست اسم تماس گیرنده را بخواند.

رو به من کرد و گفت: ...

ببخشید آقا، چه نوشته؟

گفتم نوشته.."همه چیزم"

پیرمرد: الو، سلام عزیزم...

یهو دستش را جلوى تلفن گرفت و با صداى آرام و لبخندى زیبا و قدیمى به من گفت: همسرم است

تاريخ چهارشنبه بیست و دوم آبان 1392سـاعت 11:9 نويسنده NAZANIN| |

faeze khabari azat nist

javab sms ro ham k nemidi

تاريخ چهارشنبه بیست و دوم آبان 1392سـاعت 10:37 نويسنده NAZANIN| |

چه گرم نشسته است

برانجماد لب هایم بوسه هایت

این روزهابیشتر مرا ببوس

که دریافته ام

دنیا به هیچ نمی ارزد...!

95280890226466623261.gif
تاريخ دوشنبه بیستم آبان 1392سـاعت 19:36 نويسنده NAZANIN| |


تاريخ دوشنبه بیستم آبان 1392سـاعت 19:34 نويسنده NAZANIN| |

slm be hame 

doostan baraye ye modat ziad nistam

weblogam ham kasi nist k up esh kone

mer30

az hame hemayatatoon

bye

تاريخ یکشنبه سوم دی 1391سـاعت 10:27 نويسنده NAZANIN| |

وقتی رسیدی که شکسته بودم
از همه ی آدما خسته بودم
وقتی رسیدی که نبود امیدی
اما تو مثل معجزه رسیدی
وقتی رسیدی که شکسته بودم
از همه ی آدما خسته بودم
بعد یه عالم اشک و بغض و فریاد
خدا تورو برای من فرستاد
خوب میدونم جای تو رو زمین نیست
خیلیه فرق توفقط همین نیست
آدمای قصه های گذشته
به کسی مثل تومیگن فرشته
فرشته ی نجات فرشته ی نجات
تو جون ازم بخواه اون کمه برات
رسیدی از یه جا که آشنا بود
شبیه تو فقط تو قصه ها بود
تو از یه جای خیلی دور اومدی
قفلو شکستی مثل نور اومدی
تو همونی که آرزوی من بود
همیشه هرجا روبروی من بود
شبا توخوابم تورو دیده بودم
خیلی شبا بهت رسیده بودم
خوب میدونم جای تو رو زمین نیست
خیلیه فرق توفقط همین نیست
آدمای قصه های گذشته
به کسی مثل تومیگن فرشته
فرشته ی نجات فرشته ی نجات
تو جون ازم بخواه اونم کمه برات

Avazak_ir-Love (10601).jpg

تاريخ چهارشنبه بیست و نهم آذر 1391سـاعت 19:3 نويسنده NAZANIN| |

miss-o